|
دلتنگی | ||
|
به یارم گفتم چقدر مرا دوست داری
بگفتا به اندازه ستارگان آسمان ؛به آ سمان نگاه کردم ولی افسوس :ستاره ای ندیدم
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 19:27 ] [ حامد ]
سختی تنهایی را وقتی دیدم که مترسک به کلا غ
میگفت هر چقدر می خوا هی نوکم بزن اما تنهام
نذار
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 13:51 ] [ حامد ]
امروز فقط دعا برای شفای عزیزانمان خدایا فقط تو
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 12:1 ] [ حامد ]
قسم به جامه ی پاکی که از مهرت به تن دارم که تا جان در بدن دارم فراموشت نخواهم کرد
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 13:47 ] [ حامد ]
خدایا تو بزرگی ولی من کوچک
من با کوچکیم تو را فراموش میکنم
ولی تو با همه بزرگیت باز هم دست من کوچک را میگیری
خدایا شکر به همه لطفت
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 23:11 ] [ حامد ]
چقدر سخته حرف دل رو نتونی بزنی
چقدر سخته نتونی عشق بورزی
چقدر سخته چشم ودل بگن بگو
ولی معز وزبان همکاری نکنند
[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 11:30 ] [ حامد ]
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج میشد به من گفت ؛نرو که بن بسته!گوش نکردم ،
رفتم .وقتی بر گشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم ...
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 10:55 ] [ حامد ]
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 21:51 ] [ حامد ]
اگر خواستی کسی را بشناسی ،نه به گفته هاش بلکه
به نا گفته هاش گوش کن !
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 0:54 ] [ حامد ]
نویسم حرف دلم تا شاید تو بخوانی که چون دورم
زتو دردم بدانی به غیر از تو کسی را من ندارم
تو را بینها یت من دوست دارم
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 14:57 ] [ حامد ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||